محمد بن عبد الله بن عمر
204
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
من أو را تعهد كنم ، وزنان أجازت دادند وسيد ، عليه السلام ، در خانهء من وفات يافت « 1 » . چون سيد ، عليه السلام ، از دنيا مفارقت كرد ، نه زن در خانهء وى بود : عايشهء دختر أبو بكر ، رضى اللّه عنهما ، به صداق چهار صد درم ؛ وحفصة دختر عمر ، رضى اللّه عنهما ، به صداق چهار صد درم ؛ وامّ حبيبه دختر أبو سفيان بن حرب ، به صداق چهار صد دينار ؛ وامّ سلمه دختر أبى اميّة بن المغيرة ، به كاوين لحافي وقدحى وخوانچهء بزرگ چوبين وديگى ؛ وسوده دختر زمعة بن قيس ، به صداق چهار صد درم ؛ وزينب دختر جحش به رئاب ، به صداق چهار صد درم ؛ وميمونه دختر حارث بن حزن ، به كاوين چهار صد درم ؛ وصفيّه دختر حيىّ بن اخطب ، [ كه از غنيمت خيبر به سيد ، عليه السلام ، رسيده بود ، وأو را آزاد كرده بود وبه نكاح خود آورده بود ] « 2 » ؛ وجويرية دختر حارث بن أبي ضرار به صداق [ چهار صد درم ] ؛ * وخديجة به صداق بيست اشتر ؛ وزينب دختر خزيمة ، به صداق چهار صد درم . وآن هر دو در حيات سيد ، عليه السلام ، [ وفات ] « 3 » يافتند . وعمره دختر يزيد الكلابيّه بود كه حديث العهد بود به كفر ، وسيد ، عليه السلام ، بخواست كه با وى نزديكى كند ، وگفت : أعوذ بالله منك ، وسيد ، عليه السلام ، گفت : كسى كه به خداى پناه گرفت از ما نزديك وى نشايد رفت . وأو را باز خانهء خود گسيل كرد . وأسماء دختر نعمان الكنديّه ، وچون وى را بخواست . بياضى بر وى ظاهر شد وچيزى بداد وگسيل كرد ، وبه نزديك وى نرفت . واز [ آن ] جمله عايشه بكر بود . وخديجة ، [ وعايشه ] وحفصة ، وامّ حبيبه ، وامّ سلمه ، وسوده از قريش بودند . وصفيّه [ دختر حيىّ بن اخطب كه وى ] از رؤساى يهود بود ، وديگران از قبايل عرب بودند « 4 » . وعايشه رضى اللّه عنها ، گفت : چون زنان أجازت دادند كه سيد ، عليه السلام ، به خانهء من آيد ، عصابهاى در سر ببست ودستى بر دوش على افكند ودستى بر دوش فضل بن عباس
--> ( 1 ) . اين حكايت وفات در سيره ، ص 1097 - 1099 ، آمده است . ( 2 ) . در أصل : اخطب كه آزادى أو وعبارات داخل [ ] از سيره ، ص 1101 ، نقل شد . ( 3 ) . از سيره ، ص 1102 ، نقل شد . ( 4 ) . حكايت زنان پيغمبر ، عليه السلام ، در سيره ، ص 1099 - 1102 ، آمده است .